ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

188

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

همين كه سباشى و سپاهيانش اقامتشان در خراسان بدرازا كشيد و سلجوقيان در خراسان بودند . بلاد غارت و خونها ريخته ميشد ، خواربار كاهش يافت و بخصوص براى تغذيه سپاهيان و ، اما سلجوقيان اعتناء به اين امر نداشتند زيرا كه قانع به مقدار قليلى از خواربار بودند . سباشى ناگزيرند ترك خوددارى از روبرو شدن با آنها نمايد . و مستقيما با سلجوقيان بجنگد . پس رو به داود رفت . داود هم رو به او پيشروى كرد و در شعبان سال چهار صد و بيست و هشت . فريقين بر دروازهء سرخس با يك ديگر تلاقى كردند . داود را منجمى بود صومعى نام و بوى مشورت داد كه اقدام بجنگ كند و پيروزى وى را تضمين نمود كه چنانچه در پيشگوئى خود براى پيروزى خطا كرده باشد خونش مباح باشد . هر دو سپاه به نبرد پرداختند سپاه سباشى پايدارى نتوانست كردن و به زشت‌ترين وجه منهزم شده و با سرافكندگى رو بهرات گريختند ، داود و سپاهيانش آنها را تا طوس دنبال كرده و با دست ميگرفتند و از كشتن خوددارى كردند و اموالشان را به غنيمت گرفتند . اين معركه‌اى بود كه بعدها موجب تصرف خراسان بدست سلجوقيان گرديد و وارد به قصبات و آباديهاى بلاد شدند . و طغرل‌بيك وارد نيشابور شد و در شادياخ ساكن گرديد و در شعبان بعنوان سلطان المعظم بنامش خطبه خوانده شد و نمايندگان از جانب خود بنواحى ( كشور ) فرستادند . داود بهرات رفت ، سباشى آنجا را ترك كرده به غزنه عزيمت نمود ، مسعود او را مورد عتاب قرار داد و از چشم او بيفتاد و به او گفت : تباه را ستاه كردى و روزها بدرازا كشاندى تا اينكه دشمن نيرو پيدا كرد و آبشخور آنها صفا پيدا كرد . و آنچه از بلاد خواستند تصرف آنها بر ايشان امكان‌پذير گرديد . سباشى متعذر شد باينكه اين قوم به سه گروه پخش شده بودند ، هر زمان كه گروهى را تعقيب ميكردم كه پيش روى من بودند . دو گروه ديگرشان در پشت سر من آنچه ميخواستند در بلاد ميكردند . مسعود ناگزير شد كه روى بخراسان آورد . سپاهيان گرد آورد و اموال بسيار